تبليغاتX
از تو با شور و شین می خواهم، سفر کاظمین می خواهم، یا جوادالائمه(ع) ادرکنی
هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران ::
هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
ادعاي مردانگي مان نشود!! 

۱۱۶۹ سال است که مردی منتظر ۳۱۳ مرد است...

 

|+|
به قلم عزادار علمدار حسین(ع) ، دوشنبه 28 مرداد1387 ساعت 14:8
عصر ظهور: خلاصه ای از اتفاقات و وقایع پیش از ظهور، ظهور و پس از ظهور امام مهدی (عج) به همراه نقشه 

روايات شريفه حاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (ارواحنا فداه) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگيهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد...

و طبق بيان روايات، در سطح جهانى نبردى سخت بين روميان (غربيها) و بين تركان و يا هواداران آنها كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آيد، تا جائيكه به جنگ جهانى منجر مى گردد.

نقشه ي زير نقشه ي منحصر به فرد و بسيار کميابي است که بر اساس روايات موجود تهيه شده و در بر گيرنده اکثريت قريب به اتفاقات وقايع شرح داده شده است. اين نقشه رو از کربلا تهيه کردم:

نقشه:

نقشه وقایع ظهور امام زمان (عج)

اما در سطح منطقه دو حكومت هوادار حضرت مهدى عليه السلام در ايران و يمن تشكيل خواهد شد... كه ياران ايرانى آن حضرت مدتى قبل از ظهور، حكومت خويش را تاءسيس نموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سرانجام در آن پيروز مى گردند.

و اندك زمانى پيش از ظهور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت با عنوان سيد خراسانى، رهبر سياسى و شعيب بن صالح، رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفا خواهند نمود.

اما ياران يمنى وى قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سامان بخشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز بوجود مى آيد همكارى مى نمايند. علت بوجود آمدن اين خلاء سياسى حجاز اين است كه شاه نابخردى از خاندان فلان! كه آخرين پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و بر سر جانشينى او اختلاف بوجود مى آيد به گونه اى كه اين اختلاف تا ظهور مهدى (ع) ادامه خواهد يافت.

آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابوبصير مى گويد: پرسيدم: آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.
و اين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه (عبدالله) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود.

از جمله نشانه هاى ظهور، حادثه اى است كه بين دو حرم (مكه و مدينه) رخ مى دهد.

عرض كردم: چه حادثه اى اتفاق مى افتد؟ فرمود: تعصب قبيله اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان! پانزده تن از سران و شخصيتهاى قبيله مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد.

در اين هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن، نداى آسمانى است، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى شود.

سيف بن عميره گفت: نزد ابوجعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت: اين سيف بن عميره بدون ترديد ندا كننده اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابوطالب را مى خواند. گفتم: فدايت شوم اى اميرمومنان، اين سخن را روايت مى كنيد؟ گفت: آرى سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنيدم. گفتم: اى اميرمومنان، من تاكنون چنين حديثى از كسى نشنيده ام! گفت: اى سيف، اين سخن حق است، زمانيكه آن امر واقع مى شود، نخستين كسى كه اجابت نمايد ما هستيم، مگر نه اين است كه آن ندا، مردى از عموزادگان ما را مى خواند؟ گفتم: آيا آن مرد از فرزندان فاطمه (س) است؟ گفت: آرى اين سيف، چنانچه اين روايت را از ابوجعفر محمد بن على امام باقر نشنيده بودم، اگر تمام مردم روى زمين برايم مى گفتند نمى پذيرفتم، اما او محمد بن على، امام باقر (ع) است.

طبق روايات پس از اين نداى آسمانى، حضرت مهدى (عج) به طور سرى با برخى از ياران و هواداران خود ارتباط برقرار مى نمايد. درباره آن بزرگوار، در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده و نام وى زبانزد همگان گشته و محبتش در دلها جاى مى گيرد.

دشمنان وى از ظهور آن حضرت سخت بيمناك شده و از اين رو براى دست يافتن به او به تلاش و كوشش مى پردازند... در ميان مردم شايع مى شود كه آن حضرت در مدينه منوره اقامت گزيده و حكومت حجاز يا نيروهاى خارجى جهت كنترل اوضاع داخلى حجاز و پايان دادن به كشمكش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفيانى را از سوريه به يارى مى طلبند.

اين سپاه وارد مدينه گشته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير مى كنند. بسيارى از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مى افكنند.

سفيانى دسته اى از نيروهاى خود را روانه مدينه مى كند و آنها مردى را در آنجا بقتل مى رسانند و مهدى و منصور از آنجا مى گريزند، و از اولاد پيامبر (ص) كوچك و بزرگ آنان دستگير شده به گونه اى كه هيچكس نمى ماند جز اينكه دستگير و زندانى مى گردد، نيروهاى سفيانى در تعقيب آن دو مرد از شهر بيرون مى آيند و حضرت مهدى (ع) همانند حضرت موسى عليه السلام، بيمناك و نگران از آنجا خارج شده و رهسپار مكه مى گردد.
سپس آن حضرت در شهر مكه با بعضى از ياران خود تماس مى گيرد.... تا اينكه قيام و حركت مقدس خويش را در شب دهم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى كند. آنگاه نخستين سخنرانى خود را براى مردم مكه ايراد مى فرمايد، كه دشمنان وى سعى در ترور آن حضرت دارند، اما ياران آن حضرت با در ميان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مكه تسلط مى يابند و در صبح روز دهم محرم حضرت مهدى عليه السلام پيام خود را به زبانهاى مختلف به تمام جهان ابلاغ مى كند و ملل دنيا را به يارى خويش ‍ دعوت كرده، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند، تا معجزه اى كه جد گرامى اش حضرت مصطفى (ص) وعده فرموده و آن فرو رفتن لشكريان سفيانى بزمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند، به وقوع پيوندد.

اما پس از اندك زمانى، معجزه وعده دادن شده در مورد سپاه سفيانى كه در مسير مكه به حركت در آمده اتفاق مى افتد.

چون (سپاه سفيانى) به بيابان مدينه مى رسد خداوند آنها را در زمين فرو مى برد و اين مصداق فرموده خداى بزرگ است كه فرمود: «و اگر تو اى پيامبر سختى حال تبهكاران را مشاهده كنى آنگاه كه ترسان و هراسان گشته و هيچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مكانى نزديك گرفتار شوند»

همينكه به بيابان مى رسند به زمين فرو مى روند و كسانى كه پيشاپيش ‍ رفته اند باز مى گردند تا ببينند آن قوم چه كردند كه خود نيز به سرنوشت آنان دچار مى شوند و عقب ماندگان نيز از راه رسيده و به آنها مى پيوندند كه جوياى حال آنان شوند، به همين بلا گرفتار مى شوند.

آن حضرت پس از اين معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، با سپاه خود كه متشكل از ده و اندى هزار تن است كه از مكه رهسپار مدينه مى گردد و پس ‍ از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته، آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى يابد.

برخى از روايات خاطر نشان مى سازد كه آن حضرت پس از پيروزى بر حجاز راهى جنوب ايران مى شود و در آنجا با سپاه ايران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح برمى خورد آنان با وى بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى پردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى يابند.

سپس امام (ع) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگيرى با بقاياى نيروهاى سفيانى و گروهكهاى متعدد شورشى آنها را شكست داده و به قتل مى رساند.

آنگاه عراق را مركز حكومت و كوفه را پايتخت خود قرار مى دهد و بدين سان يمن، حجاز، ايران، عراق و كشورهاى خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروائى آن حضرت در مى آيد.

رويات يادآور اين معناست كه نخستين جنگى را كه حضرت مهدى (عج) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با تركان است:

«اول لواء يعقده يبعثه الى الترك فيهزمهم»

نخستين سپاهى كه حضرت مهدى (عج) تشكيل مى دهد لشكرى است كه به سوى تركها گسيل داشته و آنها را شكست مى دهد.

و ظاهرا مقصود از تركان، روس ها است كه بعد از جنگ جهانى با روميان يعنى غربيها ضعيف و ناتوان مى شوند. و امام (ع) پس از تجهيز، سپاه بزرگ قومش را راهى قدس مى گرداند، در اين هنگام سفيانى در برابر آن حضرت عقب نشينى مى كند تا اينكه لشكريان حضرت مهدى (عج) در «مج عذراء» نزديك دمشق فرود مى آيند و گفتگو و مذاكراتى ميان آن بزرگوار و سفيانى انجام مى پذيرد، اما موضع سفيانى در مقابل آن حضرت ضعيف است بخصوص كه موج گسترده مردمى به آن حضرت گرايش پيدا مى كنند. به گونه اى كه روايات نشان مى دهد، سفيانى مى خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حاميان يهودى و رومى وى و دستيارانش او را سرزنش مى كنند.

آنها با بسيج نيروهاى خود با امام (ع) و سپاه وى درگير نبردى بزرگ مى شوند، نبردى كه محورهاى ساحلى آن، از عكا در فلسطين گرفته تا انطاكيه در تركيه و در داخل از طبريه تا دمشق و قدس را فرا مى گيرد...

در اين هنگام خشم الهى بر نيروهاى سفيانى و يهودى و رومى فرود آمده و به دست مسلمانان كشته مى شوند، به گونه اى كه اگر يكى از آنان در پشت صخره اى پنهان شود، آن صخره بانگ برآورد: اى مسلمان، در اينجا فردى يهودى مخفى شده او را هلاك كن.

در اين لحظه ظفر و يارى خداوند بر امام مهدى (عج) و مسلمانان به ارمغان آمده پيروزمندانه وارد قدس مى گردند.
غربيان مسيحى به طور ناگهانى مواجه با شكست يهوديان و نيروهاى پشتيبان آنها به دست با كفايت آن حضرت مى شوند، از اين رو آتش خشم آنان برافروخته شده و عليه امام (عج) اعلان جنگ مى دهند.

ولى ناگاه حضرت مسيح عليه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خويش جهانيان و بويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى دهد.

فرود آمدن حضرت مسيح (ع) براى جهانيان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد.

به نظر مى رسد كه حضرت مسيح (ع) ميان حضرت مهدى (ع) و غربى ها وساطت نموده، قرارداد صلحى به مدت هفت سال بين دو طرف بسته مى شود.

بين شما و روميان چهار پيمان صلح برقرار مى شود كه چهارمين آنها به دست مردى از (خاندان) هرقل، انجام مى پذيرد و هفت سال به طول مى انجامد. مردى از عبدالقيس به نام «مستور بن غيلان» پرسيد: اين پيامبر خدا پيشواى مردم در آن روز چه كسى خواهد بود؟ فرمود: مهدى از فرزندانم، كه مردى چهل ساله بنظر مى رسد، چهره اش چون ستاره تابان مى درخشد، برگونه راست او خالى وجود دارد، و در حالى كه دو قباى قطوانى به تن دارد همچون مردان بنى اسرائيل جلوه مى كند، وى گنجينه هاى زمين را استخراج نموده و شهرى شرك آلود را آزاد مى سازد.

آنگونه كه در بعضى روايات آمده غربى ها پس از دو سال پيمان صلح را مى شكنند. شايد انگيزه اين پيمان شكنى، ترس و وحشتى است كه حضرت مسيح (ع) در اثر ايجاد موج همبستگى مردمى در بين ملتهاى آنان بوجود مى آورد. بسيارى از غربيها به آئين اسلام گرويده و حضرت مهدى (ع) را مورد حمايت و تاييد خويش قرار مى دهند.

لذا روميان در يك هجوم ناگهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش مى آورند.

«آنگاه با شما پيمان شكنى نموده و با ارتشى متشكل از هشتاد لشكر و هر لشكر دوازده هزار سرباز به سوى شما گسيل مى شوند»

و نيروهاى اسلام روياروى آنان قرار گرفته و حضرت مسيح(ع) موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (ع) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گزارد.


نبرد با روميان (غربيها) در همان محورهاى نبرد آزادى قدس، از عكا تا انطاكيه و از دمشق تا قدس و مرج دابق روى خواهد داد كه شكستى سخت متوجه روميان و پيروزى بزرگ و آشكارى نصيب مسلمانان مى گردد.

پس از اين كارزار دروازه هاى پيروزى جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسيحيت به روى آن حضرت گشوده مى شود... و ظاهرا بسيارى از كشورها به وسيله انقلاب ملتهاى خودشان فتح مى گردد، چرا كه ملتها حكومتهاى خود را كه مخالف حضرت مهدى و مسيح عليهماالسلام است سرنگون ساخته و حكومتهاى طرفدار آن حضرت را برپا مى دارند.

بعد از فتح غرب توسط امام (ع) و در آمدن آن تحت فرمانروائى آن حضرت و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان، حضرت مسيح عليه السلام رحلت نموده و حضرت مهدى (ع) و مسلمانان برپيكر او نماز مى گزارند و آنطور كه روايات مى گويد، امام عليه السلام مراسم دفن و نماز خواندن بر بدن وى را آشكارا در حضور مردم انجام مى دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگويند، سپس پيكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مادرش مريم صديقه عليهما سلام است كفن نموده و در جوار مزار شريف در قدس به خاك مى سپارد.

پس از فتح جهان توسط آن حضرت و يكپارچگى تمام دولتهاى جهان به صورت يك حكومت اسلامى ... امام (ع) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان ملتهاى جهان اقدام مى كند و براى تعالى بخشيدن و شكوفائى زندگى مادى و تحقق توانگرى و رفاه همگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى كوشد...

طبق برخى روايات، ميزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بر دانش مردم اضافه مى كند، به نسبت 25 به 2 است ، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد.

همچنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بلكه مرحله گشوده شدن درهاى عالم غيبت به روى اين جهان مادى ما آغاز مى گردد، كه انسانهائى از بهشت به زمين مى آيند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود.

و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شمارى از پيامبران و امامان عليهم السلام به زمين باز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروايى خواهند نمود و اين امر از نشانه هاى رستاخيز و مقدمات آن مى باشد.

به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (ع) جامعه بشرى به آن دست مى يابد تا دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند، استفاده مى كند.

از اين رو در جهان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فريبكارى هاى او را باور مى كنند، اما حضرت مهدى (ع) نيرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى بخشد.

اين بود دورنمائى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى موعود(ع)...

اما روزگارى كه اين حوادث در آن رخ مى دهد، آشكارترين نشانه ها و رويدادهاى آن از زبان روايات چنين است:

نخست فتنه اى است